لطفعلی خان زند


بعد از فتح شیراز خان قاجار محمدحسین خان قاجار و عبدالرحیم خان شیرازی برادر حاج ابراهیم را مامور به سیرجان نمود. نیروهای اندک خان زند پراکنده شده و شاه آواره به ناچار از ان نواحی به سمت کرمان حرکت کرد.ابوالحسن خان حاکم کرمان او و همراهان اندکش را به شهر راه نداد و خان زند از راه کویر به سمت طبس رفته و در راور با محمدخان راوری برادر شفیع خان درگیری پیدا کرده انها قدری از اسباب و امکاناتش را تصاحب کردند و خود به سلامت به کویر گریخت.4 تن از یارانش در میانه راه طبس تلف شدند و چون به طبس رسید میرحسن خان حاکم طبس به گرمی و در خور یک پادشاه ازو استقبال کرد.خان زند و جمعی از اقوام و عمومایش عبدالله خان محمدخان و نصرالله خان به مدت یک سال و نیم در طبس اقامت داشتند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:54  توسط .  | 


یکی از نقاط تیره شخصیت سیاسی لطفعلی خان بیرحمی غیر قابل باور وی در به قتل رساندن میرزا مهدی از نزدیکان حاجی ابراهیم کلانتر بود.او را به تحریک مادرش زنده در اتش سوزاند.او متهم به بریدن گوشهای جسد جعفرخان بود و خان زند وی را بخشیده بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:54  توسط .  | 


لطفعلی خان پس از واقعه ابرج و شبیخون به اردوی قاجار در 1206 به مرودشت امد و با باقیمانده اندک نیروها و ایلات و اقوام حامیش به سرعت به سمت کرمان رفت و در سیرجان که حامیانی داشت توقف کرد.محمدرضاخان کرانی سیرجانی در سفر قبلی او به کرمان در 1205 هم یاریش کرده بود.اغامحمدخان پس از 2 شب توقف در ابرج و سر و سامان دادن به اردو به شیراز امد و کلانتر در خارج از شهر ازو استقبال کرده و در نهایت رذالت کلید شهر و جان و مال و ناموس همشهریانش را در اختیار قاجارها گذاشت.حال اخته خان پس از 13 سال از سال 1193 که در هیات یک فراری از شیراز گریخته بود به شکل شاهی پیروز به پایتخت دست یافت.10-12 نفر از سرداران زند که مامور به توقف شیراز بودند و توسط کلانتر دستگیر شده بودند از جمله برخوردار خان و محمدعلی خان و 2-3 تن از برادران خردسال و نوجوان لطفعلی خان از دو چشم نابینا شدند.اموال تجار و بزرگان و درباریان شیراز مصادره و با بسیاری از انها با خشونت رفتار شد.جمعی به قتل رسیدند و خان قاجار با هرکه از گذشته کینه ای داشت در اینجا تلافی کرد(ماجرای بقال و روغن فروش).ایلات لر و کرد و فارسی متفق خان زند و خانواده او و بزرگان زند به مازندران و استر اباد کوچانده شدند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:53  توسط .  | 


وقتی لطفعلی خان در بم اسیر شد و او را به نزد خان قاجار اوردند بسیار شجاعانه و با عزت نفس برخورد کرد.جونز و ملکم که هر دو در ان زمان و کمی بعد به ایران امده بودند شرح انرا از زبان شاهدان عینی و نزدیکان شاه قاجار نقل کرده اند.لطفعلی خان در عین مردانگی و شجاعت طبع شاعرانه لطیفی داشت.وقتی زخمی و با غل و زنجیر در سنگر خارج قلعه کرمان به حضور خان قاجار اورده شد سرداران و وزیران و نزدیکان اخته خان همه حضور داشتند.به نقل از منابع نزدیک به ان زمان او با سرفرازی و خونسردی این شعر را خوانده بود
ما نداریم از قضای حق گله-عار ناید شیر را از سلسله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:53  توسط .  | 


جیمز موریه که در سال 1227 در تبریز با عباس میرزا دیدار کرده در سفرنامه اش مینویسد که با ارزش ترین چیزی که عباس میرزا در اختیار دارد خنجر جواهرنشانیست که سابقا متعلق به لطفعلی خان زند بوده است.....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:52  توسط .  | 


ماجرای تنگه ابرج بسیار پیچیده بود.میرزا فتح الله خان اردلانی که از خانهای کرد حاضر در اردوی قاجار بود تمایل قلبی به زندیه داشت....زمانی که شبیخون خان زند ارردوی قاجار را به هم ریخت جمعی از اردو پراکنده شده و جمعی نیز به خان زند پیوستند و میرزا از جمله انان بود که به خان زند اطمینان داد اخته خان فرار کرده.پس از شکست خان زند در صبح روز بعد میرزا فتح الله به یزد گریخت و بعد به شیراز امد و در شاهچراغ متحصن شد.اما خان قاجار او را کور کرد.این واقعه در 1209 رخ داد و او در 1230 درگذشت و اشعاری هم از وی به جا مانده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:49  توسط .  | 


زیباترین توصیف از لطفعلی خان توسط هارفورد جونز
the true lion of war

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:48  توسط .  | 


زال خان حاکم خشت در تمام جنگها همراه خان زند بود.حتی در دوران زوال حکومتش.در 1209 بعد از فتح کرمان که اردوی قاجار به شیراز امد جمعی به خشت رفته و زال خان را دست بسته به حضور اغامحمدخان اوردند.جونز و جان ملکم با او دوستی داشته و بعدها از خودش شرح ان روز را شنیده اند...زال خان در کمال شجاعت یه خان قاجار دشنام میدهد.او را کور کرده و زبانش را میبرند اما در سال 1224 جونز او را در خشت میبیند که باز هم به خوبی حرف میزده.در زمان فتحعلیشاه دوباه به حکومت خشت منصوب میشود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 12:48  توسط .  | 

از او سکه هایی از جنس طلا و نقره ضرب در شیراز در سالهای 1203 و 1204 و 1205 به دست امده که این عبارت بر ان حک شده:

سکه بر زر گشت دین جعفر از لطف علی

همچنین سکه هایی از او با نقش سواری بر اسب موجود است که در سال 1208 و دوره کوتاه سلطنت در کرمان ضرب شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 21:34  توسط .  | 

میدانیم که بعد از هجوم دوباره به شرق فارس در 1208 لطفعلی خان دوباره به طبس امد و پس از اقامتی کوتاه راهی قندهار شد.در میانه راه خبر فوت تیمورشاه حاکم انجا به او رسیده و به ناچار در قاین توقف کرد.گویا کمی بعد و در راه قاین به نرماشیر و بم که منجر به ماجرای کرمان گردید در بیرجند نیز چند روزی توقف داشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 21:28  توسط .  | 

مطالب قدیمی‌تر