سکه بر زر گشت دین جعفر از لطف علی
همچنین سکه هایی از او با نقش سواری بر اسب موجود است که در سال 1208 و دوره کوتاه سلطنت در کرمان ضرب شده است.
سکه بر زر گشت دین جعفر از لطف علی
همچنین سکه هایی از او با نقش سواری بر اسب موجود است که در سال 1208 و دوره کوتاه سلطنت در کرمان ضرب شده است.
باباخان(فتحعلیشاه بعدی):1250
حاج ابراهیم کلانترشیرازی :1215
مصطفی خان قاجار دولو :1210
میرحسن خان (حاکم طبس) :1235
ابوالحسن خان کهکی(حاکم کرمان) :1206
جانمحمدخان قاجار: 1220
میرزابزرگ قائم مقام: 1237
عبدالرحیم خان شیرازی: 1215
محمدحسین خان شیرازی: 1215
میرزا جانی فسایی: 1213
نجف خان زند: 1212
خانلرخان زند: 1243
میرزاحسین وزیرکرمانی: 1270
محمدتقی خان بافقی(حاکم یزد): 1212
از ان روزگار که اغا محمدخان به مدد سیاست و درایت خویش و یاری روزگار و بخت بد دشمن و مهمتر از همه خیانت حاج ابراهیم کلانتر و ایلات فارس بر لطفعلی خان پیروز شد بیش از دویست سال میگذرد.اینک هنوز مردم لطفعلی خان را دوست دارند.کتابهای زیادی چه در قالب تاریخ و چه داستان در مورد او نوشته شده.او را در زمره قهرمانان ملی ایران میدانند.خیابان بزرگی در شیراز به نام اوست.مجسمه هایی در شیراز از او ساخته اند.بازیهای کامپیوتری با موضوع او و جنگ هایش ساخته شده است و ارامگاهی هرچند حقیر و نه در شان او و سنگ نوشته ای بر دیوار در امامزاده زید تهران به نامش وجود دارد.اما از پادشاه پیروز قاجار هیچ چیزی برجای نمانده.نه نامی نیک در تاریخ و نه سنگ قبری و نه خیابانی به نامش و نه مجسمه ای به یادش.از او فقط خاطره سلسله ای سیاه به جا ماند که تا صدوسی سال پس از مرگش با بی لیاقتی و رسوایی بر کشور حکومت کرد و عامل اصلی عقب ماندگی ایران بود.
در مورد زنان او در تاریخ از 4 نفر نام برده شده است.گلشن مراد از دختر علیمرادخان و دختر کریم خان نام میبرد.در کتاب تارخ کرمان نیز از دو دختر نام برده شده که او در 1208 پس از ورود به کرمان به عقد خویش دراورده که یکی دختر اقاعلی وزیر و دیگری دختر میرزاحسین وزیرکرمانی بوده اند.
میرزاحسین پس از سقوط شیراز در سال 1206 پس از خیانت حاج ابراهیم و ورود اغامحمدخان به شهر چندان مورد غضب خان قاجار واقع نشد و گویا پس از جریمه و اخذ اموال به سبب هواداری از زندیه و لطفعلی خان به همراه خانواده به تهران فرستاده شد.میرزا خود به خدمت در دستگاه قاجارها نپرداخته و در حالی که شدیدا از سرنوشت تلخ شاهزاده زند و خاندان وی دلشکسته بود مجاور عتبات شده و گویا در 1212 سال اول سلطنت فتحعلیشاه بدرود حیات گفته است.اما میرزاعیسی که او هم از وزرا و نزدیکان خان زند بوده و از او به نام میرزابزرگ در تاریخ یاد شده در سال 1214 به وزارت عباس میرزا ولیعهد11 ساله به اذربایجان رفت.ازین پس او را قایم مقام میگفتند.میرزا پس از خدمات ارزنده به میهن خویش در جنگهای تلخ ایران و روس در وبای سال 1237 در تبریز درگذشت.بسیار لایق و شریف بوده و ظاهرا تا حد توان از نفوذ خویش جهت حمایت از معدود بازماندگان زندیه و خانوادهها و ایلات حامی لطفعلی خان در سالهای پس از مرگ او استفاده میکرده است.
میرزا ابوالقاسم قایم مقام وزیر مشهور محمدشاه فرزند او میباشد که در 1193 متولد شده و در روزگار پادشاهی لطفعلی خان در شیراز کودکی ده دوازده ساله بوده است.
دادی به مخنثی نه مردی نه زنی
از گردش روزگار معلومم شد
پیش تو چه دف زنی چه شمشیر زنی
این دوبیتی در تاریخ ایران بسیار مشهور میباشد و منسوب به لطفعلی خان است که درباره شکست از قاجارها و سرنوشت تلخ خود گویا در همان چند ماه اخر زندگی خویش پس از سقوط کرمان و اسارتش در بم سروده است.
اشاره مستقیم به خواجه بودن اغامحمد خان و رگه هایی از روحیه خودپرستانه لطفعلی خان در همین ابیات مشهود است.
این شعر در منابع معاصر یا نزدیک به ان دوران ذکر نشده و گویا به طور شفاهی نقل و مشهور شده است.
طبق انچه در خاطرات جونز سفیر بریتانیا امده او در 1810 برابر با 1224 خسرو را در اردوی تابستانی فتحعلیشاه در سلطانیه دیده است.به جز این نامی از او در منابع تاریخی یافت نمیشود و به یقین نمیدانیم وی تا چه تاریخی در قید حیات بوده است